پشت نقاب

 
فرار
نویسنده : ملکه تنها - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٩
 

 با عشق تو،

 تنها دلاوری ممکن فرار است.

 چرا که عشق تو،

 چونان راه های روستایی در جهان سوم،

 نیمی مسدود

 و نیمی دیگر به دوزخ راه می برد!


 
comment نظرات ()
 
 
پیشکش به روح مامان جون عزیزم
نویسنده : ملکه تنها - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۱
 

اکنون تو با مرگ رفته ای  و من اینجا تنها به این امید

 دم می زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر می شوم.

این زندگی من است!


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : ملکه تنها - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٩
 

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.

من خودم هستم و یک حس غریبی که به صد عشق و هوس می ارزد!


 
comment نظرات ()
 
 
...
نویسنده : ملکه تنها - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
 

 

عشق توهمیست که گویا یک مرد با مردی دیگر فرق می کند!


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : ملکه تنها - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
 

LOVE IS

FOR

FOOLS


 
comment نظرات ()