بانوی خاطرات

بر منقار خویش،برای تو نامه ای می آورم از سوی زنی که یک بار

دوستت داشت و چون به پرستو بدل شد،

از دست تو رهایی یافت.

نامه ی عاشقانه ای که با تموجات شفاف آب و با مرکب زرد فراق

نوشته شده است.

نامه ای به سان هوا،که به یاوه اش،برای تو می فرستم

 بر صفحه نمایش کامپیوتر بازار بورس در جایگاه اقامت نگاه هایت.

نامه ای از زن سنبله که بر لبه داس خویش عاق شد و ستارگان

شاهدانش بودند.

نامه زنی که از همگی رهایی یافت،از دوستانش و دشمنانش و شکوفا شد

عریان و آشکار...

رها شد از همه شهرها و در بی مکانی و بی زمانی ساکن شد.

تنها نمی داند که از مردگان چگونه رها شد...

تنها پیکر تو برای ترس هایش گورهای یادبود را گسترش نمی دهد،

گورهایی که به دقت استوارشان ساختی...

تنها توهمواره از گردنش آویخته ای

همچون پرنده ی لعنت و خاطرات رنجبار!

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدف

دست می انـدازی دور گـردن خـودت پـا بـه پـای خـودت قـدم می زنـی بـرای خـودت لـبخـند مـی زنی تـوی چشم های خودت خـیره می شوی بـاز هـم تنـهای ات پـر نمی شود...

تیشتریا

لذت بردیم بانو![ماچ] . آره دیشب خیلی حال داد. تو شهرک اون حرکاتو انجام نداده بودیم که دادیم[نیشخند] عکسارو پاک نکنی کشتمت! یه بارم که پایه بودم عکس بندازم بدون حرف ببین چی شدااا!!! [خنده][قلب]

ملكه تنها

آره....تهشه[عینک] کلی خندیدیم....اگه شمال جور شد تو هم قزوین رو جور کن[قهقهه]

سجاد

با سلام وم درود فراوان خدمت شما سرور گرامي و ارجمند اميدوارم حال شما خوب و خوش و سرحال باشد و هميشه از زندگي لذت ببريد من هديه خدمت شما سرور گرامي و جهت تعجيل در فرج امام زمان عليه السلام صلوات ميفرستم اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مي فرمايد: کسى که امر به معروف و نهى از منکر کند، جانشين خدا در روى زمين و جانشين کتاب او و جانشين پيامبر اوست . احس به شما آپ خِِِيلي خوبي داشتيد ...,نامه جالبی بود منتظر حضور گرم گرم شما در كلبه كوچكم هستم و از نظرات شما به گرمي استقبال ميكنم روزهاي سرشار از موفقيت وشادي را براي شما ارزو دارم ×××××××××خداحافظ ×××××××××التماس دعا×××××××××××

تیشتریا

اومدم بگم که... منقارتو گاز گاز خانوم خوشگله! و اینکه... شمال جور شه قزوین اتوماتیک جور میشه خودش [خنده] میدونی که کلی امضا مونده بگیرم [نیشخند]

قطار اسپانیایی

‌چه خبره این‌جا...؟! بحث‌های مربوط به "شمال" و "قز" می‌بینیم، خوش‌مون می‌آد...!! [نیشخند]

صدف

گفتم : سفر عشق تو دشوارترين است گفتا : چه توان کرد ره عشق همين است گفتم : خطر مرگ به هر گوشه نهان است گفتا : آنچه که عيان است چه حاجت به بيان است گفتم : که ندانسته در اين چاه فتادم گفتا : که من اين بند به پا يت ننهادم

تیشتریا

[نیشخند]کامنتتو عمومی کنم؟ کنم؟ کنم؟ [نیشخند] همه رو گفتی زرورق رو نگفتی!!![شوخی] یه چایی بریزید دوتایی حالا تا برن [خنده]